تبليغاتX
آزمايشگاه رباتیک // ************* Start of Scripts by Ali Baghani ******************* // ***************** End of Scripts by Ali Baghani ******************

نویسنده کتاب Making Things Work: Solving Complex Problems in a Complex World معتقده که بسیاری از کمک‌های غذایی که به کشورهای فقیر شده در کوتاه مدت موثر بوده (گرسنگی رو برطرف کرده) اما در میان‌مدت و بلندمدت اثر معکوس داشته‌اند. نمونه‌اش هم این بوده که در بعضی کشورها وقتی که برنامه‌ی رسوندن غذا انجام شده مشاهده کرده‌اند که بعد از مدتی رشد جمعیت هم متناسبا زیاد شده!

به طور کلی لازمه که وقتی که چنین کمک‌هایی انجام می‌شه ساختار اون جامعه و روابط بین افراد جامعه هم در نظر گرفته بشن. وقتی که شما به افراد کمک مستقیم می‌کنین درسته که دارین از گرسنگی لحظه‌ای نجات‌شون می‌دین اما در عین حال تمام ساختارهای اقتصادی موجود در جامعه (از جمله سیستم توزیع مواد غذایی) رو دور می‌زنین و همین باعث ضعیف شدن می‌شه. بعدتر مشاهده می‌کنین که همون ساختارهای ضعیف هم دیگه وجود ندارن و محصول اقتصادی هست وابسته به و مبتنی بر همون کمک‌ها. مثال‌اش هم این هست که داربستی موقتی برای ساختن یک ساختمون درست شده اما روند ساخت به خوبی انجام نشده و در نتیجه تکیه‌ی کل ساختمون به همون داربسته.

باید وقتی که کمک انجام می‌شه متناسب با ساختار موجود در جامعه باشه چنان که روابط اقتصادی رو تقویت کنه و نه افراد رو. برای نمونه پیشنهاد شده بود که کمک‌های غذایی به شکلی متمرکز عرضه بشه که افراد مجبور بشن برای به دست آوردن این کمک‌ها رقابت کنن و گاهی همکاری کنن چنان که به صورت تکاملی سیستم توزیع شکل بگیره (یا تقوبت بشه اگر که قبلا وجود داشته؛ با این که ممکنه باعث سودجویی هم بشه). در این صورت مطمئن هستیم که به سیستم شوک خارج از ظرفیتی وارد نکردیم که حالا به نقطه‌ی کار جدیدی بره که بیا و جمعش کن!

و اما چیزی که من در این زمینه پیدا کردم: سیستم وام‌های بدون بهره به افراد کارآفرین. یکی از نمونه‌هاش که خیلی نظر من رو جلب کرد کیوا بود (http://www.kiva.org) که به راحتی می‌شه وام‌های کوچیک اما موثری به نیازمندها داد که به احتمال قابل قبولی در پایان سال بازپرداخت می‌شه.

آقای محترم! خانوم محترم! به خصوص ساکنین آمریکای شمالی! با شما هستم! شمایی که برای یک گالن بنزین سه و هفتاد و پنج صدم دلار (دست کم) هزینه می‌کنین که با اس‌یووی رفت و آمد کنین! شمایی که برای یک بشقاب لابستر ده‌ها دلار می‌دین! شمایی که هر ماه هزار دلار می‌دین که بچه‌تون روزی سه ساعت بره کلیسا چیزمیز یاد بگیره! شمایی که برای اینترنت و تلویزیون خونه‌تون تا ماهی صد دلار هم می‌دین! بیست و پنج دلار بدین به یک کارآفرین در جایی از دنیا (هر جا که دوست دارین و هر رده کاری که مناسب می‌دونین) و ببینین که چه کارها که نمی‌کنه. لذت ببرین که ببینین با کمک شما یک نفر می‌تونه زندگی خودش و چند نفر دیگه رو بهبود بده.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 2:24 قبل از ظهر | لینک  | 

یک فیلم آروم و به نوعی مخ‌آزاد (در ژانرش در imdb نوشته شده درام و کمدی) که محصول اسراییله (در مورد فیلم توی ذهن نمی‌چرخه که بگیم محصول رژیم اشغال‌گر قدس یا محصول رژیم صهیونیستی). موسیقی‌های بسیار قشنگی داره که گاهی فضای وطن رو هم تداعی می‌کنه و روابط یک گروه از آدم‌ها رو به شکل جالبی به تصویر کشیده. شخصیت‌ها همگی اغراق شده هستند چنان که هر کدوم از شخصیت‌ها یک نمونه‌ی کاملا متفاوت از بقیه است (شخصیت‌ها دوبه‌دو متعامد هستند... بر خلاف زندگی واقعی). به هر گروه فیلمی هم که علاقه داشته باشید دیدن این فیلم رو توصیه می‌کنم (به شرط این که از فیلم انتظار نداشته باشید که میزان خشونت‌اش از حد مشخصی بیش‌تر باشه).

نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 2:27 قبل از ظهر | لینک  | 

دو شب پیش مهمون داشتیم: دو جوان تحصیل‌کرده‌ی آمریکایی.
من (در مورد ایران صحبت کردم): امیدوارم که مشکلات بین دو کشور زودتر حل بشن و درگیری‌ای پیش نیاد.
مهمون‌ها: مگه ایران و آمریکا مشکلی دارن؟
من: خوب همین خطر جنگ و اینا دیگه
مهمون‌ها: جدی؟! خبر نداشتیم ایران و آمریکا مشکل دارن.

خوب عزیزان من! وقتی تنها ملاک انتخاب کاندید اصلح (یعنی مایک هاکابی) این باشه که با سقط جنین مخالفه همین می‌شه دیگه.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 9:50 قبل از ظهر | لینک  | 

و باز هم در سلسله بحث‌های تحریم در انتخابات‌ها یک نفر چنین نوشته بودن:

چشم دانشور عزیز، اما بطور خلاصه:
1. اگر تئوری سیستمها رو بلد باشین متوجه میشین که یک سیستم معیوب با اصلاحات هرگز درست نمیشه.
2. با شرکت کردن در سیتم معیوبی که اجازه هرگونه تغییری رو نمیده نمیشه مبادرت به اصلاح اون کرد.
3.با شرکت در هرگونه مسایل اجتماعی و فرهنگی این سیستم به مشروعیت بخشیدن به اون کمک میکنیم.
4.مشکل من با اصلاح طلبا اینه که تا زمانی که اونها برای ثبت نامشون در هر انتخاباتی اقرار به التزام عملی به ولایت فقیه و این قانون اساسی میکنن ، پس نمیتونن خواستار تعویض یا اصلاح اون بشن! اما اگر بخوان پس دروغ گو هستن و یا دارن به مردم دروغ میگن یا به حکومت! و انسان دروغگو بدرد ما نمیخوره!
5. چاره کار تغییر دادن سیستم معیوب یا غیر دلخواه هست.
6. اگر به دنبال راه های غیر تهاجمی و غیر خشونت آمیز هستیم، تنها راه برای رسیدن به هدف بایکوت و نافرمانی مدنی برای مشروعیت زدایی هست.
و در آخر باید بگم که مورد شماره 6 نیاز به توضیح بیشتری داره که اگر دوست داشته باشین میتونم بعدا براتون بگم.
سپاس

و مثل همیشه همون جواب‌های تکراری از طرف من:

حالا بیاین به جای صحبت از تئوری سیستم‌ها کمی از ریاضیات مقدماتی صحبت کنیم: سطح زیر یک نمودار رو با انتگرال اون حساب می‌کنن که به معنای جمع اون تابع هست (مثلا جمع تابع در زمان). اگر نموداری رسم کنیم که میزان مطلوبیت اوضاع رو بر اساس زمان رسم می‌کنه یک تابع خواهیم داشت که به ازای هر زمان یک مقدار مشخص داره. از اون جا که احتمالا وضعیت مطلوب نیست پس این تابع مقدار کمی داره (و یا شاید منفی باشه. بستگی داره که تابع رو در چه مقیاسی تعریف کرده باشیم). میزان رنجی که در هر لحظه می‌کشیم دقیقا برابره با مقدار تابع در اون زمان. اگر هم بخواین که میزان کل رنج رو حساب کنین (در یک زمان مشخص) کافیه که از اون تابع در اون باز انتگرال بگیریم. هرچه قدر که این جمع بیش‌تر باشه یعنی مطلوبیت بیش‌تری در زمان نصیب‌مون شده و هر چه قدر کمتر باشه نشون می‌ده مجموع مطلوبیت بالا نبوده. در نتیجه هرچه قدر که شرایط براتون نامطلوب‌تر باشه در زمان داره این نامطلوبیت بیش‌تر و بیش‌تر می‌شه و این من و شما هستیم که داریم بیش‌تر و بیش‌تر رنج می‌کشیم.

و اما مشکل ما: از سیستم راضی نیستین؟ به نظرتون تعویض بهتره؟ قبول! حق دارین! اگر می‌خواین تعویض کنین تعویض کنین. کسی هم حرفی نداره. اما انصافا تا حالا این روش برای تعویض جوابی داشته؟ نتیجه‌ای هم داده؟ در چند سال گذشته چه قدر نتیجه گرفتین؟! به هر حال باید یه جایی نتیجه وجود داشته باشه. حتا اگر هم پنهان باشه باز هم باید در جایی از سیستم موجود باشه که بعدا در زمان‌های بعدی سیستم رو به نقطه‌ی کار دیگه‌ای ببره. یک سوال می‌پرسم: تا حالا روش شما چه قدر بهبود (چه آشکار و چه پنهان) ایجاد کرده؟

و اما تئوری سیستم‌ها: من با این موضوع آشنا نیستم اما (به قول ملت انگلیسی زبون) common sense به من می‌گه که این جمله‌ی شما نباید درست باشه. مثلا اگه شما ماشین‌تون باد چرخش مطلوب نباشه کل ماشین رو دور می‌ندازین و یکی دیگه می‌خرین؟ شاید بگین معیوب نبوده. مثلا اگه ماشین‌تون معیوب باشه و روغن‌سوزی داشته باشه چه طور؟ ماشین رو کلا عوض می‌کنین؟ بذارین دقیق‌تر صحبت کنم. صحبت تون درسته که از جایی به بعد اصلاح فایده نداره. مثلا ماشینی که قیمتش پنج میلیون تومنه اما هر ماه دو میلیون تومن هزینه‌ی تعمیراتشه دیگه بهتره که تعمیر روش انجام نشه چون عقل سلیم این طور می‌گه که فایده نداره! اما در مورد سیستم‌هایی که به راحتی نمی‌تونین مطلوبیت و هزینه‌ها رو کمی کنین چه طور قضاوت می‌کنین؟ مثلا وقتی از مملکت راضی نیستین چه طوری تعیین می‌کنین که آیا به نقطه‌ای رسیده که دیگه غیرقابل تعمیر هست یا نه. با چه معیاری می‌تونین به جواب به اندازه‌ی کافی دقیقی برسین؟ و یک چیز دیگه: اگر می‌بینین مملکتی سی ساله که داره کار می‌کنه (حتا اگر شده کج دار و مریز) شاید بشه نتیجه گرفت که این مملکت هنوز داره کار می‌کنه و هنوز هم هزینه کردن برای تعمیرش موجه هست.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 7:50 بعد از ظهر | لینک  | 

اروتومانیا اختلال روانی نادری است که شخص مبتلا اعتقاد پیدا می‌کنه که شخص دیگری (معمولا از طبقه‌ی اجتماعی بالاتر) نسبت بهش عشق داره. شخص مورد نظر بیمار ممکنه کسی باشه که اصلا با بیمار آشنایی‌ای هم نداره (مثلا یکی از هنرپیشه‌های سینما).

اگر موضوع براتون جالب هست (یا حتا کمی جالب هست) فیلم He Loves Me… He Loves Me Not رو توصیه می‌کنم. ریتم تندی داره و می‌تونه بیننده رو تا آخر پای داستان نگه داره. در کنار این‌ها اضافه کنین بازی روون و گیرای آدری تاتو رو.

نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 11:19 بعد از ظهر | لینک  | 

آقای لنین و آقای عامی‌زاده!
تولد هردوتون مبارک باشه.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 9:34 قبل از ظهر | لینک  | 
//main2
//main
 

website tracking