سه شنبه بیست و سوم مهر 1387
جایزههای نوبل امسال رو هم تقسیم کردن. به ما هم چیزی نرسید.
به خدا همه چی شده باندبازی....
به خدا همه چی شده باندبازی....
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهیها در ساعت 5:53 بعد از ظهر | لینک
|
شنبه بیستم مهر 1387
When you are listening to the corn pop, are you hearing the Central Limit Theorem?
William A. Massey
1996
William A. Massey
1996
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهیها در ساعت 5:31 قبل از ظهر | لینک
|
جمعه نوزدهم مهر 1387
این نوشته یکی از قشنگترین نوشتهها دربارهی زندگی بوده که در چند وقت گذشته خوندهام.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهیها در ساعت 0:12 قبل از ظهر | لینک
|
دوشنبه پانزدهم مهر 1387
The generation of random numbers is too important to be left to chance.
Robert R. Coveyou
Robert R. Coveyou
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهیها در ساعت 8:11 قبل از ظهر | لینک
|
شنبه سیزدهم مهر 1387
من گفتم که ترکیب دین و سیاست باعث دردسر میشه و دوست مثال آورد که هزاران سال پیش در انگلستان پادشاهی بوده که مذهبی نبوده ولی دیکتاتور بوده. با هم تصمیم گرفتیم جمله رو اصلاح کنیم: ترکیب ایدئولوژی و سیاست باعث دردسر میشه.
ایدئولوژی به طور ضمنی تعدادی محدودیت رو در خودش داره. ممکنه به نظر برسه که وجود محدودیت باعث اصلاح و تعادل میشه اما به نظر من برعکسه. انسان قدرت زیادی داره و با استفاده از این قدرتاش کاری میکنه که محدودیتهای موجود (مثلا محدودیتهایی که ایدئولوژی مربوط پیشنهاد میکنه)، در جهت بهرهبرداری شخصیاش استفاده بشن. مثلا یک نمونهاش اینه که حاکم با استفاده از همون قید و بندهای ایدئولوژیک برای خودش و سیستماش تقدس ایجاد کنه و در نتیجه راه برای اصلاح بسته بشه. به هر حال نمیشه انکار کرد که یک سیستم دمکراتیک و عادلانه احتیاج به بازخورد (فیدبک) دایمی داره و لازمه که به طور پیوسته اصلاح بشه تا فاسد نشه. اینهایی هم که گفتیم که با تقدس در یک جا نمیگنجند، پس تکلیف معلومه!
توضیح: ایدئولوژی هرچی که میخواد، باشه. گیرم دین آسمانی باشه، گیرم کاپیتالیسم و اقتصاد آزاد باشه و گیرم که آنارشیسم باشه. در هر حال بهتره حساباش از سیاست جدا باشه. از ما گفتن.
ایدئولوژی به طور ضمنی تعدادی محدودیت رو در خودش داره. ممکنه به نظر برسه که وجود محدودیت باعث اصلاح و تعادل میشه اما به نظر من برعکسه. انسان قدرت زیادی داره و با استفاده از این قدرتاش کاری میکنه که محدودیتهای موجود (مثلا محدودیتهایی که ایدئولوژی مربوط پیشنهاد میکنه)، در جهت بهرهبرداری شخصیاش استفاده بشن. مثلا یک نمونهاش اینه که حاکم با استفاده از همون قید و بندهای ایدئولوژیک برای خودش و سیستماش تقدس ایجاد کنه و در نتیجه راه برای اصلاح بسته بشه. به هر حال نمیشه انکار کرد که یک سیستم دمکراتیک و عادلانه احتیاج به بازخورد (فیدبک) دایمی داره و لازمه که به طور پیوسته اصلاح بشه تا فاسد نشه. اینهایی هم که گفتیم که با تقدس در یک جا نمیگنجند، پس تکلیف معلومه!
توضیح: ایدئولوژی هرچی که میخواد، باشه. گیرم دین آسمانی باشه، گیرم کاپیتالیسم و اقتصاد آزاد باشه و گیرم که آنارشیسم باشه. در هر حال بهتره حساباش از سیاست جدا باشه. از ما گفتن.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهیها در ساعت 1:2 قبل از ظهر | لینک
|
پنجشنبه یازدهم مهر 1387
کشمکش برای بقا، دوستی، رقابت، درگیری، مرگ و عشق. تمام اینها رو که روی هم بگذاریم، حاصل چیزی میشه شبیه به زندگی و همهی اینها رو میشه در فیلم آنتونیا به صورت یکجا دید.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهیها در ساعت 10:38 بعد از ظهر | لینک
|
سه شنبه نهم مهر 1387
تصورم این بود که وقتی که استاد قرار بوده کاری بکنه ولی انجام نداده، معنیاش این میشه که ملاقات خوبی خواهیم داشت و دست کم این بار سرزنش نمیشم. اما اوضاع دقیقا برعکس بود. چنان مساله رو ماهرانه میپیچونه که همه کف بکنن!
استاد محترم! اگر وجدان ندارید، لااقل آزاده باشید.
استاد محترم! اگر وجدان ندارید، لااقل آزاده باشید.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهیها در ساعت 11:58 بعد از ظهر | لینک
|
سه شنبه دوم مهر 1387
داشتم فکر میکردم چند تا ناحیه توی دنیا هست که مردمشون آرزوی اینو دارن که یه موقعی از سال باشه که گوگل واسشون بتونه این شکلی بشه.. کشورهای استوایی یا شمال و جنوب کره ی زمین.
زنده گی توی یه مملکت چهارفصل «واقعا» شعف انگیزه! واقعن!

نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهیها در ساعت 0:53 قبل از ظهر | لینک
|
