تبليغاتX
آزمايشگاه رباتیک // ************* Start of Scripts by Ali Baghani ******************* // ***************** End of Scripts by Ali Baghani ******************

جایزه‌های نوبل امسال رو هم تقسیم کردن. به ما هم چیزی نرسید.
به خدا همه چی شده باندبازی....
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 5:53 بعد از ظهر | لینک  | 

When you are listening to the corn pop, are you hearing the Central Limit Theorem?

William A. Massey
1996
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 5:31 قبل از ظهر | لینک  | 

این نوشته یکی از قشنگ‌ترین نوشته‌ها درباره‌ی زندگی بوده که در چند وقت گذشته خونده‌ام.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 0:12 قبل از ظهر | لینک  | 

The generation of random numbers is too important to be left to chance.

Robert R. Coveyou
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 8:11 قبل از ظهر | لینک  | 

من گفتم که ترکیب دین و سیاست باعث دردسر می‌شه و دوست مثال آورد که هزاران سال پیش در انگلستان پادشاهی بوده که مذهبی نبوده ولی دیکتاتور بوده. با هم تصمیم گرفتیم جمله رو اصلاح کنیم: ترکیب ایدئولوژی و سیاست باعث دردسر می‌شه.

ایدئولوژی به طور ضمنی تعدادی محدودیت رو در خودش داره. ممکنه به نظر برسه که وجود محدودیت باعث اصلاح و تعادل می‌شه اما به نظر من برعکسه. انسان قدرت زیادی داره و با استفاده از این قدرت‌اش کاری می‌کنه که محدودیت‌های موجود (مثلا محدودیت‌هایی که ایدئولوژی مربوط پیشنهاد می‌کنه)، در جهت بهره‌برداری شخصی‌اش استفاده بشن. مثلا یک نمونه‌اش اینه که حاکم با استفاده از همون قید و بندهای ایدئولوژیک برای خودش و سیستم‌اش تقدس ایجاد کنه و در نتیجه راه برای اصلاح بسته بشه. به هر حال نمی‌شه انکار کرد که یک سیستم دمکراتیک و عادلانه احتیاج به بازخورد (فیدبک) دایمی داره و لازمه که به طور پیوسته اصلاح بشه تا فاسد نشه. این‌هایی هم که گفتیم که با تقدس در یک جا نمی‌گنجند، پس تکلیف معلومه!

توضیح: ایدئولوژی هرچی که می‌خواد، باشه. گیرم دین آسمانی باشه، گیرم کاپیتالیسم و اقتصاد آزاد باشه و گیرم که آنارشیسم باشه. در هر حال بهتره حساب‌اش از سیاست جدا باشه. از ما گفتن.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 1:2 قبل از ظهر | لینک  | 

کشمکش برای بقا، دوستی، رقابت، درگیری، مرگ و عشق. تمام این‌ها رو که روی هم بگذاریم، حاصل چیزی می‌شه شبیه به زندگی و همه‌ی این‌ها رو می‌شه در فیلم آنتونیا به صورت یک‌جا دید.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 10:38 بعد از ظهر | لینک  | 

تصورم این بود که وقتی که استاد قرار بوده کاری بکنه ولی انجام نداده، معنی‌اش این می‌شه که ملاقات خوبی خواهیم داشت و دست کم این بار سرزنش نمی‌شم. اما اوضاع دقیقا برعکس بود. چنان مساله رو ماهرانه می‌پیچونه که همه کف بکنن!
استاد محترم! اگر وجدان ندارید، لااقل آزاده باشید.
نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 11:58 بعد از ظهر | لینک  | 

داشتم فکر میکردم چند تا ناحیه توی دنیا هست که مردمشون آرزوی اینو دارن که یه موقعی از سال باشه که گوگل واسشون بتونه این شکلی بشه.. کشورهای استوایی یا شمال و جنوب کره ی زمین.

زنده گی توی یه مملکت چهارفصل «واقعا» شعف انگیزه! واقعن!

نوشته شده توسط یکی از آزمایشگاهی‌ها در ساعت 0:53 قبل از ظهر | لینک  | 
//main2
//main
 

website tracking