ایده اول به نظر خوب میرسید. چهار نفر با هم بنشینن و در یک جا مطلب بنویسن و هیچ کدوم از مطالب هم مشخص نکنن که کدون نویسنده مطلب رو نوشته (یک جور تقسیم مسوولیت و از اون طرف هم تقسیم شادیها!). در مقطعی دیگه تعداد نویسندهها زیاد شد، اول به پنج نفر و بعد به چیزی رسید در حدود ده نفر. تصور این بود که احتمالا گردش پستی (کمیت) و کیفیت مطالب بالاتر خواهد رفت. دربارهی کیفیت فعلا نظری نمیدم، اما دربارهی کمیت مطمئن هستم که کاهش داشت.
شاید این طوری بگیم: این وبلاگ تا زمانی کار میکرد که نویسندهها هنوز در فضای مشترک بودن و حرفهای مشترک داشتن. دوری جغرافیایی باعث شد که دیگه تشابه فکر و دغدغه نداشته باشن و در نتیجه وبلاگ هم رونق قبل رو نداشته باشه. شاید هم دلیل دیگهای داشته باشه: چنین طرحی، مثل این وبلاگ، وقتی که چند نویسنده مطالب رو در یک جا مینویسن، پایدار نیست و بعد از مدتی به این نقطه میرسه. یعنی حتا اگر ما همه هنوز آزمایشگاه رباتیک بودیم هم بعد از مدتی این وبلاگ کارایی قبلیاش رو از دست میداد.
به هر حال، در این سه سال گذشته این وبلاگ دوران خوبی درست کرد. من هنوز هم هر از گاهی بعضی مطالبام رو این جا مینویسم (مثل بچهی آدم میمونه که ترجیح میده که نفس نفسی بزنه و هنوز زنده باشه، حتا اگه کیفیت اون زندگی بالا نباشه) و از همین جا اعلام میکنم که ای کسانی که ننوشتین، سگ توی روحتون.
